تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

87

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

را به تلخى تلقى مىنمايند . بنا بر اين چون هارون حد وسط است او بهتر مىتواند با اينها تكلم كرده و به فراخور محيط افهام ايشان معرفت دارد . اين است كه مىبينيد آن وقتى كه ائمه خواسته‌اند با خداوند متعال اظهار ضمير نمايند در ادعيه فرموده‌اند : « اللهمّ إنّي أسألك من أسمائك بأكبرها و كلّ أسمائك كبيرة اللهمّ إنّي أسألك بأسمائك كلّها » « 1 » تا آخر دعاى سحر ماه رمضان و دعاى ابو حمزهء ثمالى « 2 » و دعاى كميل « 3 » و يا فرموده‌اند : « بمجدك الذي تجلّيت به لموسى كليمك في طور سيناء » « 4 » و هكذا . و قرآن هنگامى كه با پيغمبر سخن مىگويد ، مىبينى در مقام صحبت از معارف چه نحوه بياناتى دارد . پس از اينجا معلوم مىشود قضيه چنين نيست كه ما از پيرزنان عقيده گرفته و به آن دل خوش باشيم ، بلكه رموزى در كار است . بنا بر اين سخنى كه زبانزد بعضى است كه اين فلسفه از يونان اخذ شده ، غلط است ، كى فلاسفه يونان از اين حرفها سر درآورده و چه كسى سراغى از اين حرفها در كتب آنها دارد . اين حرفها در كتب آنها نبوده و نخواهد بود . بهترين كتاب فلسفى آنها اثولوجيا است كه داراى مختصرى از معارف بوده و بقيه‌اش طبيعيات است ، بلى شفاى

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : اقبال الاعمال ، ص 77 ؛ مفاتيح الجنان ، اعمال سحرهاى ماه مبارك رمضان . ( 2 ) - ثقهء جليل القدر ثابت بن دينار معروف به ابو حمزهء ثمالى ، از مشايخ اهل كوفه و زهّاد آن بود . و محضر حضرت سجاد و باقر و صادق عليهم السلام و مقدارى از زمان امام كاظم عليه السلام را درك كرده و حضرت رضا عليه السلام در حق او فرموده كه ابو حمزه در زمان خود مانند لقمان در زمان خود بوده و به روايتى سلمان زمان خود بوده است . امام صادق عليه السلام به او فرمود : من راحتى مىيابم هرگاه تو را مىبينم . ( إنّي لأستريح إذا رأيتك ) . دعاى معروف امام سجاد عليه السلام - كه در سحرهاى ماه رمضان خوانده مىشود - توسط او نقل شده است . وى در سال 150 ق . درگذشت . ( 3 ) - كميل بن زياد نخعى يمانى ، از خواص اصحاب امير المؤمنين عليه السلام و اعاظم ايشان است . چندى از سوى حضرت ، حاكم « هيت » بوده و دعاى مشهور كميل به دو منسوب است . وى صاحب سرّ امير المؤمنين بوده و در سال 83 ق . به دست حجّاج بن يوسف ثقفى در نود سالگى به شهادت رسيد و قبرش در ثويه - ما بين نجف و كوفه - مشهور است . ( 4 ) - مصباح المتهجد ، ص 375 ، مفاتيح الجنان ، دعاى سمات .